محمد موسوى بجنوردى
14
علم اصول ( فارسى )
نظر اشاعره ، اماميه و معتزله اشاعره همگى در مورد تغاير اراده و طلب در عالم مصداق اتفاق نظر دارند و عمدتا به كلام نفسى قائل هستند . آنان معتقدند كلام نفسى از صفات نفس و غير از اراده و علم و ساير صفات مشهور ( مثل تمنّى و ترجّى ) است . در مورد كلام نفسى به كلام شاعر مسيحى ( اخطل ) استشهاد مىكنند كه مىگويد : انّ الكلام لفى الفؤاد و انّما جعل اللسان على الفؤاد دليلا . « 1 » كلام در افق نفس است ، فقط كلام نفسى مدلول است از براى كلام لفظى : « و انما جعل اللسان عليه دليلا » و كلام لفظى دليل است بر كلام نفسى كه در افق نفس است . بنابراين كلام نفسى غير از اراده و غير از صفات مشهوره است . در نتيجه ، طلب عبارت است از كلام نفسى و اراده عبارت است از كيفيت نفسانى و شوق مؤكّد . اماميّه طرّا و معتزله قائل هستند كه در افق نفس غير از اراده و صفات مشهوره ( مثل علم ، قدرت ، تمنّى ، ترجّى و غيره ) صفت ديگرى وجود ندارد كه قائم به نفس بوده و مدلول كلام لفظى باشد تا نام آن را طلب بگذاريم . از نظر آنان طلب عين اراده است و هيچگونه تغايرى بين اراده و طلب نيست ، بلكه از باب « عباراتنا شتّى و حسنك واحد و كلّ الى ذاك الجمال يشير » مىباشد .
--> ( 1 ) الشوارق ، فى مبحث تكلّمه ( تعالى شأنه ) ، ص 555 .